مدح و شهادت امام حسن مجتبی علیهالسلام
همیـشه آسـمان بارانی چـشم ترش بوده کسی که داغ وغربت ارث زهرا مادرش بوده حسن سهم پیمبر شد، حسین اما علی را داشت حسن بیش از حسین آئینۀ پیغمبرش بوده خـدا ما را کـفـایت میکـند «اَلعـزةُ لله» چه نقـشی بر نگین آبی انگشترش بوده! چه دردی بیش از این که میزده از پشت، خنجر را کسی که سالها پائـین پای منبرش بوده سپـاهی داشـته امـا سپـاه روسـیـاهی که فقط در گیر ودار کیسۀ سیم و زرش بوده به یاد کوچهای باریک میافتد در آن خانه که روزی روزگاری مادرش پشت درش بوده خدا را شکر در شبهای تلخ خون دل خوردن اگر مادر نبوده در کنارش خواهرش بوده جمال قـاسم و شـیرینزبـانیهای عـبدلله چه رازی بین او با لالههای پَرپَرش بوده پس از طشت مسی، طشت طلا هم ماجرایی داشت درآن شب که برادر میهمان دخترش بوده دم آخر برادرهای خود را در چه حالی دید کسی که از شروع ماجرا تا آخرش بوده |